نوشته هایی از جنس دلم
دستنوشته ها
در صورتي كه روبه روي هم پشت ميزهاي جداگونه نشستيم؟
یه ماه پیش هوا هم ماه
-خوبه فقط یه کم واو درد داره
-آخی طفلی
خانوم میفرمایند:خانم مجری میشه میکروفونتو بدی این بچه یه کم بازی کنه آخه گریه میکنه
به میکروفون نگاه کردم و بهش گفتم پس خودم چی؟
شاید وقت رفتن باشه اما کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟////
گاهی مجبوری به زور لبهایت را به کمک دست بگیری و از هر دو طرف به زور بکشی اما بخندی
چون مردم تو را همیشه با خنده دیده اند
(گاهی زور نیکوست)
خدایی بچه ها مخ بودن و خیلی صمیمی
حالا که تموم شده دلم براشون تنگ میشه
به یاد آبیدر-براق-میگ میگ-اکسییژن- و روبو میر یا همون بوقچی و بقیه
وقتی دوستت ندارند اشک نریز حوصله کن نامهربانیها را
بعد خودش رو خانم فلانی خطاب کرده
یعنی شخصیته از همونجا معلوم میشه ها
یادم افتاد....یکی تو فاز نیست اونیکی هم خل
فکر کن 2تا گوینده مرد تو استودیو بودند .ایشون به خانوم تبریک گفتند
یعنی فهمیده مثل یه مرد ایستادم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
| Design By : Night Melody |

